دفترسبزسخن |
|
وحیدکوچولو : بابا بهشت زیرپای مادران است یعنی چی؟ پدر : یعنی اینکه همه مامانا خوبن وحیدکوچولو : پس چرادیشب وقتی بامامان دعواتون شدبهش گفتین توهم دخترهمون مادری جفتتون یه دنده وخرین! پدر : اصلا مگه توامروزدیکته نداشتی ، دیکتت روچندگرفتی؟ وحیدکوچولو : نوزده ، ببین فقط بهشت رواشتباه نوشتم
از : مریم به اوکه چشمهایش بارانی شد همان وقتی که اشکش را درون کاسه چشمان اوکوبید "گفتم که بیهوده است" خزان بی اعتناازسوگ زرد آسمان بادستهای حنابسته هزاران برگ می ریزد درختان اشک می ریزند ومی دانم که جانفرساست صدای شرشر پاییز و خش خش باران از : مریم مابچه های بزرگ غیرت پرمی دهیم بجای کلاغ تمدن داریم به جای شرف ماراچه به لی لی بازی لیلی بازیمان بدهد آنقدربزرگ شده ایم که به شیشه هاسنگ نزنیم درعوض به قلبهای شیشه ای بس که نوشتیم توی دفترمشقهایمان "حساب من ازمن جداست" بوی بیست گندیده گرفته سامسونت های رمز دارمان مابچه های بزرگ ازالفبافقط نون راشناختیم و نون ماراخورد
از: مریم |
قالب های نازترین جوک و اس ام اس زیباترین سایت ایرانی جدید ترین سایت عکس نازترین عکسهای ایرانی بهترین سرویس وبلاگ دهی وبلاگ دهی LoxBlog.Com |